۹۱ – مجمع
چندی است که موفق شدیم مجمعی در اینجا تشکیل بدیم با عنوان “مجمع دانشجویان ایرانی مقیم چین” و بنده هم به سبب دلتنگی شدید برای جلساتی که واسه جهادی با بچه های مفید داشتیم و دعواهای اونجا، سریعا عضو شورای مرکزی شدم و با کیسه های اشرفی و وعده ملک ری، رای اعضای شورای مرکزی رو خریدم و سخنگوی مجمع هم شدم. قبول مسوولیت های این چنینی برای جمع فواید و برای شخص مسوول مضراتی داره که اصلی ترین ش اینه که وقت زیادی از آدم می گیره و هیچ پولی هم در کار نیست، ضمن اینکه همیشه عده زیادی طلب کار هستند که از نظر تعداد برتری متقنی دارند به افرادی که از اینکه داری مفت براشون کار می کنی متشکراند! و البته برای بار چندم قصه اون مرده و اون پسره و خرش رو به عینه لمس کردم که هر کاری می کردند، مردم یه حرفی می زدند. البته این قضیه کاملا اختیاری بوده و هست و دلیل این انتخاب هم اینه که فعلا من قصد موندن در اینجا رو ندارم و می خوام بیام ایران و برای رفع گرسنگی در ایران باید مواد خوراکی و غذا خرید و برای خریدن شون باید پول داشت و برای پول داشتن باید کار کرد و برای کار کردن باید تجربه و توانایی های متعددی داشت که شاید فعالیت در این مجمع در جهت کسب تجربه و توانایی های این چنینی باشه. همون طور که ملاحظه می کنید منطق کاملا دندان شکنی پشت قضیه هست!
عضویت در شورای مرکزی مجمع مربوطه علاوه بر مضرات، فوایدی هم داره. یکی از فوایدش اینه که هر مسوولی که میاد و حوزه کارش به دانشجویان هم مربوط می شه، ما چند نفر رو به عنوان نماینده دانشجویان فرا می خوانند که بریم و در جهت تنویر افکار و تبادل آرای دانشجویان ایرانی با مسوولین بکوشیم. این لحن اخباری ش بود، اما خودمونی ش می شه اینکه ما پا می شیم می ریم با طرف یا طرف ها یه گپی می زنیم و میایم. معمولا این گپ و گفت ها برای مجمع و دانشجوها دستاورد ملموسی نداره و در جهت نیل به اهدافیه که بعید می دونم در حیطه عمر ما بگنجه! خود من هم خیلی پایه نبودم و تنها انگیزه م واسه رفتن بحث شام بود.
اما شرکت در این جلسات تا الان حداقل یه سود برای من داشته که اصلا این پست رو برای همین نوشتم. من به این نتیجه رسیدم که مسوولین، اون قدری که من فکر می کردم تعطیل نیستند! یعنی خیلی بیش از اونچه که من تخمین می زدم آدم حسابی هستند. مثلا آخرین کسی که باهاش جلسه داشتیم دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه تهران و رئیس سابق مرحوم سازمان برنامه و بودجه و یکی از مدیران اقتصادی اسبق در وزارت اطلاعات بود که برای بازدید و امضای یک سری تفاهم نامه به پکن اومده. من نمی دونم این آدم تو دانشگاه تهران چی کار کرده، اما بعد از سه ساعت جلسه فهمیدم که انصافا آدم باحالی بود و حرف هایی زد که حرف حساب بود. جالب اینکه یکی از معاوناش هم همراهش بود که پست دکترا در رشته نانوبیوتکنولوژی از آلمان داشت. همون طور که می بینید یه بار اسم رشته رو بگی زبونت گره می خوره، چه برسه به اینکه بخوای به زبان آلمانی فوق دکتری ش رو بگیری! ایشون هم حرف های خوبی زد و معلومه که چنین آدمی قشنگ می دونه درد غربت چیه و درس خوندن به یه زبان بیگانه معنی ش چیه. قبل تر ها هم دکتر مسلمی نائینی اومده بود که معاون وزیر علومه. ایشون دکترای مکانیک داشت از ژاپن به همون زبان، یه بار هم دکتر کمره ای معاون آموزشی دانشگاه تهران اومده بود که انقدر دکتری و فوق از فرانسه داشت که هیچ کدومش رو یادم نیست. یعنی بیش از یک رشته بود. هر کدوم از این آدم ها رزومه ای دارند که حاوی مقادیر متنابهی مقاله و تالیفات و هدایت پایان نامه های ارشد و دکتری ست. یعنی از لحاظ آکادمیک آدم های کاملا موجهی هستند. می دونم که این یک بعده و چه بسا درس خوانده ای که اندازه یه دیپلمه عرضه کار کردن نداشته باشه، اما در این موارد خاصی که من دیدم و بخشی ش رو گفتم، کاملا معلوم بود که در زمینه های دیگر هم آدم های توانمندی هستند و حرف های پرت و پلا نزدند. مواردی بود که ما مدت های مدید فکر می کردیم اینکه تابلوه غلطه به این دلیل ساده که به ذهن همه می رسه، اما بعد از تبادل نظر فهمیدیم که چیزهای دیگه ای هم هست و اون دلیل ساده هه، به ذهن اون مسووله هم رسیده و قضیه ابعاد دیگری داره که ما اطلاع نداشتیم و …
سرتون رو درد نیارم، من موندم و یک سوال، با مردم به این خوبی و فهیمی و با مسوولینی این چنینی، چرا مملکت وضع ش درست نمی شه؟!
پی نوشت ۱- قطعا عیار تعطیل بودن مسوولین در دولت نهم به طرز خیره کننده ای بالاتر از دولت های قبلی ست.
۲- من فقط از مشاهده چند مورد خاص و برخورد شخصی ای که با اونها داشتم و از طریق استقرا به جمله آخر رسیدم. فکر نمی کنم تعمیم ش درست باشه. اولین دلیل غلط بودن ش اینه که جامعه آماری من فقط از مسوولین وزارت علوم و چهره های دانشگاهی ست. چه بسا اوضاع در مورد وزارت خانه های دیگه، شهرداری، نیروی انتظامی، قوه قضائیه و … خیلی متفاوت باشه. فقط از اونجایی که عقلا گفته اند sharing is caring گفتم شما رو در تجربیاتم شریک کنم.
۳- سوال آخر جواب های متعددی داره که یکی از جامع ترین جواب هایی که دیدم رو قبلا در اینجا نقل کردم.


۶ اسفند ۸۷ @ ۲:۴۷ ب.ظ
می دونم که خواستی یه حالی به بروبچ اطلاعات بدی و این پست تمجید از مسئولین رو نوشتی !
ولی همیشه خودت باش !
۷ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۱۶ ق.ظ
سلام آقا محسن
مؤيد باشيدو……………………………(به جاي كلماتي كه مي خواستم بنويسم و به دلايل گونه گون نميشه!!)
ضمنا هميشه مسائل اون چيزي نيست كه ما مي بينيم ولي بر اساس داده هايي كه داريم مجبوريم تصميم بگيريم يا حرف بزنيم ولي اصولا مجبور نيستيم در مورد همه چيز نظر بدهيم.
يا علي
۸ اسفند ۸۷ @ ۷:۰۱ ب.ظ
سلام. خدا قوت! ببین عزیزم دو مسئله دیگه رو هم فراموش کردی تو الان تو چینی و از اونجایی که چینی ها چشاشون شبیه ژاپنی هاست و از آونجایی که اخیرا من با یک استاد کامل ژاپنی که هزار تا مقاله ISI داشت سر و کار داشتم دریافتم که:
۱- هرکی بیشتر درس بخونه مغزش معیوب تر میشه و واسه مسائل شاده دنبال راه حل های پیچیده می گرده
۲- ژاپنی اصولا کودن هستند! و این باعث شده فکر کنی اینا آدم های خیلی گنده ای هستند
یکی دیگه هم یادم اومد، اینکه سواد، درس، مقاله، مدرک یک طرف عمل، مدیریت و … طرف دیگر!
به صدر : سلام داش علی. با بند یک و دو موافقم. قسمت آخر بند ۲ غلطه. نفهمیدم ضمیر این به چی برمی گرده دقیقا، اما چیزی که باعث شده من فکر کنم ژاپنی ها پیشرفته ترین و با تدبیر ترین مردم روی زمین ( یعنی همون گنده ) هستند اینه که ۱۲۰ میلیون جمعیت تو یه باریکه ای که تنها منابع سرشار زیرزمینی ش زلزله و آتشفشان و سیل و سونامیه، با صلح و صفا دارند زندگی می کنند، تازه با همه این اوضاع اقتصاد دوم یا سوم جهان هم هستند. من بیش از هر کشور دیگه ای حتی امریکا تو کف ژاپن هستم و فکر می کنم و از چند نفر هم شنیدم که ژاپن از امریکا خیلی پیشرفته تره اما چون رسانه ها و هالیوود دست امریکاست، ژاپن اون طوری که باید معرفی نشده
بحث ش طولانیه و در این مقال نمی گنجد
۹ اسفند ۸۷ @ ۱۱:۱۷ ق.ظ
.
۹ اسفند ۸۷ @ ۱:۵۶ ب.ظ
“مجمع دانشجویان مسلمان ایرانی مقیم چین” دیگه؟
به قلج : نه، اتفاقا خیلی اصرار داشتیم که سکولار باشه، تو تعریف و شرایط عضویت و بقیه موارد هم سعی کردیم قیود رو حذف کنیم. مثلا برادران اهل کتاب هم می تونند به راحتی عضو مجمع بشن!
۱۰ اسفند ۸۷ @ ۲:۵۵ ب.ظ
نمیشه که بالاخره باید یه صفتی نسبت میدادید
مثلا “مجمع دانشجویان سیب زمینی ایرانی مقیم چین” یا یه چی دیگه مثلا
آخه من که میدونم اینا همش پوششه!:D
حدس شما درسته و شما بر خلاف آیین نامه ۲۱۸ و به رغم اصرار مرکز، باز این مساله رو در ملا عام مطرح کردید و حتما به خاطر این کار توبیخ می شید.
۱۰ اسفند ۸۷ @ ۴:۰۱ ب.ظ
اون بحث شام رو خوب اومدی!
۱۰ اسفند ۸۷ @ ۵:۳۸ ب.ظ
…
سلام…
…
سلام به استاد اعظم. چرا نقطه می ذاری؟ بنال خوب ببینم چی می گی! ما اینجا زیاد به یادتیم داداش
۱۱ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۰۶ ق.ظ
داداش اومدم خودت رو ببینم.
حوصله دری وری هم نداشتم.
دوشنبه میزنگم.
۲ساعت کارت دارم در مورد راننده c۵ هست
ㅣ노 ㅓㄴ죽
۱۱ اسفند ۸۷ @ ۱۲:۰۳ ب.ظ
سلام
آرزوی موفقیات
۱۲ اسفند ۸۷ @ ۸:۰۹ ب.ظ
نظر شماره ۶ و جوابيه اون منو …. كرد از خنده
—–
اين خانه از پايبست ويران است… حالا تو پنجره طبقه دهم رو فولادي كار كن.. فايده اي نداره…