Wordpress Themes

۸۵ – عمران در صین

مدت ها پیش یکی از دوستان تقاضا کرده بود درباره اوضاع عمرانی و شهرسازی چین بنویسم. البته تا حالا فقط ۵ ۶ تا شهر چین رو دیدم، چین هم کشوریه که بسیار وسیعه و مثل ایالات متحده هر استان یا ایالتی واسه خودش یه کشوره با گاهی اوقات ۱۵۰ میلیون نفر جمعیت! ممکن هم هست کاملا با استان های دیگه بی ربط باشه. به هر حال تا اونجا که دیدم و نسبت به این مسائل هم به خاطر رشته عمران کمی حساس تر هستم چند تا مطلب رو عرض می کنم. ( به قول آقا سعید که زمین شناسی خونده می گفت همین بیابون های تو راه تهران قم که شما می گیرید می خوابید، دیدنش کلی برای ما لذت بخشه، لایه های زمین و سنگ های رسوبی و… )

۱- اول اینکه تکنولوژی ساخت اینجا با روش های سنتی ایران قابل مقایسه نیست. هم به سبب سیستم کار کردن و مدیریت نیروی انسانی چینی ها پروژه ها سریع اجرا می شه و هم اینکه فناوری ای که دارند به سرعت عمل کمک می کنه.  سه شیفته کار کردن کاملا عادیه. اگر پروژه فورس باشه، گاهی اوقات ۵۰ هزار نفر همزمان در سه شیفت ۸ ساعتی کار می کنند! این در ساخت ترمینال ۳ فرودگاه پکن اتفاق افتاد. تصور کنید به اندازه نصف استادیوم آزادی آدم بخوان همزمان کار کنند. شنیدم و خوندم که مشاور آلمانی متحیر مونده بوده!

۲- یه بحث دیگه که مطرحه بحث های مدیریت ساخته. اینجا شرکت هایی هستند که کارشون انبوه سازیه. روش کار هم به این صورته که یک زمین بزرگ رو در اختیار می گیرن، یه نقشه واسه یه بلوک تهیه می کنند و بعد از روش ۱۰ یا ۲۰ یا تعداد بیشتری بلوک ساخته می شه و این بلوک ها تشکیل یه مجتمع مسکونی رو میده. قطعا علمای عمران می دونند که این روش چقدر سریع تر از اجرای یک ساختمان تکی است. ضمن اینکه هزینه محاسبه و معماری و تجهیز کارگاه و … سرشکن می شه. اصلا مثل ایران نیست که تو یه کوچه ۸ تا بساز بفروش فعال باشند! مثلا مجتمعی که ما توش هستیم فکر کنم ۱۰ تا بلوک داره، هر بلوک سه ورودی، هر ورودی ۳۰ طبقه، هر طبقه بین دو تا ۴ واحد. کل مجتمع متوسط می شه حدود ۳۰۰۰ واحد.

۳- یه چیز دیگه ای که تو تهران خیلی عجیبه اینه که میانگین ارتفاع ساختمان ها به شدت پایینه. شنیدم که تهران جز کوتوله ترین شهرهای دنیاست. یعنی شهر در ارتفاع رشد نکرده و در عوض در سطح رشد کرده. واقعا از لحاظ طول و عرض تهران بی سر و تهه. فرض کنید فاصله بین حکیمیه ( شمال شرقی ترین نقطه تهران ) تا جنوب غربی ترین نقطه تهران که یکی از قطرهاست چقدره، و چه مدت طول می کشه این فاصله رو طی کرد. رشد شهر در سطح مشکلات بسیاری داره، از رساندن آب و گاز و برق و تلفن تا احداث جاده و ساختن خیابان و پمپ بنزین تا قصه های مدیریت شهری مثل تعداد کلانتری ها، ایستگاه های آتش نشانی، شهرداری ها و … کلا مدیریت کردن شهری مثل تهران خیلی وحشتناک و درهم پیچیده است، یکی از دلایلش هم همینی بود که اشاره کردم. این مساله وقتی بیشتر برام نمود پیدا کرد که منظره بالای برج شانگهای رو با چشم انداز برج میلاد مقایسه کردم.

veiw2.jpegview.jpg

 ۴- یکی از عجایبی که اینجا دیدم اینه که همه پیاده روها یه خط کف پوش راه راه زرد رنگ دارند برای نابینایان. اول فکر کردم به خاطر پارالیمپیک چینی ها دارند جلوه های ویژه برگزار می کنند که به ملت بگن ما هم به معلولین اهمیت میدیم، اما یه بررسی کردم و دیدم در پیاده رو ها یا کف ایستگاه مترویی که بیست سال پیش ساخته شده هم این خط ویژه هست. وقتی هم به عارضه ای مثلا پله یا دریچه فاضلاب یا محل سوار شدن به مترو می رسه، شکل های برجسته روش فرق می کنه. سطوح شیبدار هم اگر نگم همه جا، در بسیاری از جاهایی که پله هست، برای معلولین در نظر گرفته شده. فقط یه بار که در پیاده روی تهران در حال راه رفتن هستید، تصور کنید روی ویلچر هستید اون وقت می فهمید چقدر زندگی برای این قشر سخته.

۵- آخرین مورد بحث مالکیت اراضی و قوانین اینجاست. چون حکومت اینجا کمونیستی بوده و هست، مالک تمام زمین ها دولته و شما وقتی خونه می خری صاحب خانه هستی نه زمین. مثل حالت مغازه و سرقفلی در ایران. به همین دلیل وقتی دولت تصمیم می گیره طرحی رو اجرا کنه، مثلا یه شهرک یا یک اتوبان، به طرفه العینی اونجا تخلیه و تخریب می شه و اجرای طرح شروع می شه. از قبلش برای تخلیه به ساکنان خبر داده می شه، اگر هم گوش نکنی: اینجا خودم از تلویزیون دیدم که برای یکی از طرح ها مردم فقیر یک منطقه رو پلیس ها چه جوری با زور داشتند بیرون می کردند و بعد هم با بولدوزر خونه هاشون صاف شد! یه چیز تو مایه های فلسطین بود. در صورتی که در ایران یکی ازسخت ترین و پر هزینه ترین و طولانی ترین فازها همین بخش آزاد سازی اراضی ست. کافیه به انتهای یادگار امام نگاهی بندازید تا ببینید چطور عین کارتون پلنگ صورتی اتوبان از دو طرف رسیده به یک خونه متروکه و از کنارش عبور کرده! لابد صاحب این خونه یه پیرزن ۹۰ ساله بوده که فوت کرده و الان هم نصف وارث هاش خارج هستند، نصف دیگه شون هم اصلا از وجود چنین خونه ای خبر ندارند. نتیجه این می شه که هر روز ده هزار نفر آدم چه قدر بنزین و وقت رو باید تلف کنند. یا مثلا یکی از مشکلات اصلی در آزادراه تهران شمال همین بحثه که محیط زیست و اوقاف و سازمان مراتع و … و کلی آدم که اونجاها ملک دارند، بر سر اراضی داخل طرح اختلاف دارند.

پی نوشت: بنده به سبب سر شلوغی و یک اشکال فنی که دسترسی سایت در چین رو با محدودیت مواجه کرده، تا حدی از فروغ صین خواهم کاست!