Wordpress Themes

۹۷ – Hot Pot

در این گیر و دار انتخابات ریاست جمهوری، من می خوام یه غذای چینی رو بهتون معرفی کنم. یه ذره هوا بگیریم از این فضای سیاسی حاکم بر وب فارسی بد نیست.

در مورد غذاهای چینی متاسفانه یه باور غلط وجود داره که ناشی از اخبار و روزنامه ها و کلا رسانه ست، اون هم اینکه چینی ها ( به یه معنای عام کل کسانی که چشمهاشون اینجوریه – - ) همه چیز خور هستند و آت آشغال زیاد می خورن. این تعریف شامل یک اقلیت خیلی محدودی می شه. مثلا سگ و گربه اینجا تو بعضی از رستوران ها در جنوب چین سرو می شه، یا گوشت مار و حشرات و بقیه جک و جونورها، اما به صورت خیلی محدود. عده بسیار زیادی از چینی ها تا حالا اصلا هیچ کدوم از این غذاها رو امتحان نکردند و امتحان هم نخواهند کرد. فقط یه عده خاصی طرفدار این چیزها هستند اون هم به خاطر عجیب غریب بودنش. نا گفته نماند که این محدود به چینی ها و شرقی ها هم نمی شه، خودم با این چشمام دیدم که تو یکی از گرون ترین رستوران های نیویورک یه شب همین غذاهای عجیب و غریب سرو می شد و مایه دارهای شهر کلی تو صف بودند واسه خوردن عنکبوت سیخی و سوسک تفت داده شده! اتفاقا به نظر من در مجموع عادات غذایی شرقی ها خیلی بهتر از بقیه مردم جهانه و یکی از دلایل اینکه میانگین عمر بیشتره و کلا در سنین بالا خیلی نسبت به ایرانی های همسن شون سرحال تر هستند همینه.

نکته بعدی قابل ذکر اینه که اینجا رستوران های خیلی جدی ای وجود داره در کلاس های مختلف. علت ش هم اینه که کثیری از مردم بیرون غذا می خورن. تو خونه چینی ها آشپزخونه خیلی کوچیکه و خیلی اوقات غذا پختنی به اون شکل وجود نداره. هیچ چینی ای دیگری رو واسه صرف غذا به خونه ش دعوت نمی کنه، بلکه با هم میرن بیرون غذا می خورن. کلا یکی از گزینه های آخر هفته رستوران رفتنه، به خاطر همین اینجا کار و بار رستوران ها سکه ست. به محیط و محل غذا خوردن خیلی اهمیت داده می شه. بعضا چند صد هزار دلار خرج دکوراسیون داخلی می شه تا مثلا محیط رستوران رو به شکل عربی یا ترکی یا کره ای و ژاپنی در بیاره. خیلی از قراردادها و جلسات مهم کاری هم تو رستوران ها برگزار می شه. درکل همه در این جهت تلاش می کنند که برای جذب مشتری در این رقابت از مولفه هایی مثل زیبایی و آرامش و نوستالژیک کردن محیط استفاده کنند. یه فرق شگرف دیگه در اینجا و ایران اینه که گارسون ها بسیار با علاقه و آرامش کارشون رو انجام میدن. نهایت دقت و سعی شون در اینه که هر چی مشتری می خواد در اسرع وقت انجام بشه. این موضوع کلا به مرام چینی ها برمی گرده که مثل ما غرور ندارند و اونی که گارسونه می دونه وظیفه ش اینه که باید به دستور مشتری رستوران عمل کنه.

اما برسیم به غذایی که قرار بود معرفی کنم. اسم این غذا به چینی 火锅 با تلفظ huo guo هست. اسم انگلیسی ش هم Hot Pot.  اول سر میز یه ظرف های فلزی میارن. مثلا برای ۴ نفر یه ظرف بزرگ آب مثل تشت مسی میارن وسط میز میذارن و زیرش گاز روشن می کنند. البته انواع مختلفی داره، مثلا بعضی  ظرف ها مثل سماور ذغالی های خودمون وسطش یه محفظه ای داره که زغال توشه، اما اکثرش  این جوریه که ظرف رو روی گاز قرار میدن. یعنی در واقع عوض اینکه سر میز بشینید، سر گاز می شینید! بعضا به صورت انفرادی هم می شه، یعنی قابلمه های کوچیکی میارن و زیرش چراغ هایی شبیه چراغ الکلی خودمون روشن می کنند تا آب جوش بیاد اما جمعی ش بیشتر حال میده! بعد گوشت خام گاو یا گوسفند رو به صورت اسلایسی (ورقه های خیلی نازک) میارن سر میز، و البته سبزی جات، سیر و پیاز خرد شده، بعضا رشته و یه سری چیزهای دیگه که اسمی تو فارسی نداریم براش! کاری که شما می کنید اینه که نوع و میزان این گوشت و سبزیجات و بقیه مخلفات رو سفارش بدید.

0.jpg

یعنی به محض نشستن ظرف آب و آتیش توسط یه گارسون برقرار می شه، اون یکی هم سفارش می گیره و میره. معمولا سریع چیزهایی که سفارش دادید آماده می شه چون همه ش خامه. بعد با استفاده از دو چوب یا همون chopstick گوشت های اسلایسی خام، سبزیجات و بقیه مخلفات رو خودتون وارد آب جوش می کنید. چون همه ش نازکه و آب هم جوشه سه سوته می پزه و  بعد با چوب اونا رو از آب در میارید، داخل سس مخصوص می زنید، اگر خواستید یه جور ماده تند هم هست، اون رو هم اضافه می کنید و بعد می بلعید!

116.jpg

کلا پروسه جالبیه خصوصا اینکه همه چیز خامه و پختن ش جلوی چشم آدم انجام می شه. از همه میزها بخار ظرف ها بلند می شه. معمولا گارسونه هر از چندی با یه کتری تو ظرفه آب می ریزه و شعله رو هم تنظیم می کنه. اگر با چوب بلد نباشید غذا بخورید کلاهتون پس معرکه ست، خصوصا اگر ظرفه ۴ نفره یا بیشتر باشه، در حالی که همه در حال خوردن هستند شما مشغول کلنجار رفتن با چوب اید! میزان کل گوشتی که خورده می شه خیلی کمه، مثلا شاید ۲۰۰ گرم گوشت رو به صورت ورقه های خیلی نازکی که نور رو نصفه نیمه عبور می ده در بیارن و تو یه سینی بچینند. اما چون تعدادش زیاده و مدت خوردنش طول می کشه، بعیده کسی گرسنه بمونه آخر کار! در کل یکی از بهترین و جالب ترین تجربه های رستورانی من بود تو اینجا خصوصا تو زمستون شدیدا حال میده.

27.jpg

کل مطلب این بود، ضمن اینکه من خیلی به جزییاتش وارد نیستم، هر منطقه و شهری هم hot pot مخصوص به خودش رو داره که در واقع همون نوع گوشت و سبزیجات و مخلفات هست، دریایی ش رو هم شنیدم اما نخوردم. امیدوارم خوب تونسته باشم توصیف کرده باشم.

۹۵ – بهار

داخل و اطراف شهر پکن n عدد پارک درست حسابی هست که هر کدومش ارزش چندبار رفتن رو داره. دو تا از این پارک ها در حومه شهره در منطقه ای به اسم کوهستان معطر. زیباترین فصول این منطقه دو تاست، یکی اوایل پاییز که یه سری از برگ ها زرد و قرمز می شن و بقیه هم چنان سبز، جشنواره ایست از رنگ های مختلف و دومی هم بهار که شکوفه ها باز می شن.

به خاطر تنوع و اینکه احساس می کنم مدتی است اینجا تبدیل شده به منبر سخنرانی که فقط توش نوشته می شه، رنج آپلود کردن این عکس ها رو بر خود هموار می کنم. باشد که لذت ببرید.

می دونم که با دیدن این عکس ها و خصوصا دوتای آخر مشکوک شدید که آیا این عکس ها مال بنیاد National Geographicهست یا نه! اشتباه نکنید، این ها عکس های صینه که بنده با یه دوربین آماتور که کل لنزش اندازه یه سکه ۵ زاریه و بدون پایه گرفتم.

۹۰ – خصال صین، ۲

در منبر قبل این مبحث عرض شد که خصال صین بحثی ست که در صدو بیست پست تقدیم حضور دوستان می شه تا بلکه پاسخی بده به این سوال بزرگ که چرا و چگونه چین این چنین برق آسا رشد می کنه و چرا و چگونه ایران این چنین برق آسا داره در جا می زنه؟ گفته شد که بخش قابل توجهی از پیشرفت و پسرفت ملت ها ناشی از صفات مشترک اجتماعی و اخلاقی اونهاست. ایرانی ها دارای صفات مشترکی هستند که دکتر مصطفی ملکیان به صورت جامع و مانع در مقاله ای که لینک ش در پست قبل هست اونها رو ذکر کرده و این صفات باعث عدم رشد ما می شه، چینی ها هم دارای صفاتی هستند که باعث رشد اونها شده و این بحث خصال صین در این چارچوب پیگیری می شه. در قسمت اول بحث یک صفت ذکر شد و در نظرات هم گرد و خاکی به پا شد. بحث های این چنینی به چند دلیل چالش برانگیزه. اول اینکه سنجه و معیار مشخصی برای اندازه گیری صفت یا خصال مشترک یک مردم در دست نیست و اثبات یا رد یک مدعا خیلی ساده نیست. دوم اینکه من هم تخصصی در این زمینه ندارم. فقط مشاهداتم رو می گم و از ظن خودم یار قضیه شدم و حالا ادامه داستان …

۲- دومین ویژگی چینی ها اینه که اینها به طرز عجیب و باور نکردنی ای پشت کار دارند. روی یک کار متمرکز می شن، به حاشیه اعتنا نمی کنند و همین تمرکز نیروشون باعث موفقیت می شه. مثال بارزش بحث ورزش چینه. امکاناتی که اینها در اختیار دارند درسته که بسیار بیشتر و زیربنایی تر از ایرانه، اما هنوز میزان سرانه ش با امریکا و اروپا خیلی فاصله داره. اون چیزی که باعث می شه چین بیاد و تو المپیک اول شه، اینه که یه بچه چینی از ۴ سالگی استعدادش پیدا می شه، بعد هم زیر نظر مربیانش فقط به همون ورزش فکر می کنه و نه هیچ چیز دیگه و همین باعث قهرمانی ش می شه.

۳- ویژگی بعدی چینی ها اینه که دروغ گفتن براشون عین آب خوردن می مونه. همه به هم دروغ می گن. مردم به مسوولین، مسوولین در اخبار به مردم و مردم به مردم. در لایه های مختلف مردم دروغ و تقلب امریه که اصلا زشت نیست. کاملا عادیه که فروشنده نهایت سعی ش رو بکنه تا آشغال ترین جنس ممکن رو به بیشترین قیمت به خریدار بندازه. بعد هم که دستش رو می شه اصلا خجالتی در کار نیست. کاملا عادی جنس ت رو پس می گیره یا پولی که داخل پاچه مبارک رفته رو بهت پس میده! اعتماد بین شون چندان مفهومی نداره. واسه همینه که هر کس از تاجر و سیاستمدار و صنعتگر و غیره وقتی میاد اینجا و می خواد کار کنه، از صد جهت دنبال سوپاپ اطمینان و تضمینه و خودش باید بالا سر کار باشه تا چینیه جایی از کار نزنه. در کمال تاسف ما در این زمینه بسیار شبیه چینی ها هستیم با این فرق که روشهامون در برخی موارد بسیار پیشرفته تره!

۴- اختلاف بین مردم خیلی کمه. احساس می کنم همه مردم مثل هم هستند. مثال عددی: اگر فرض کنیم ۹۹% مردم چین در دامنه ۱+ تا ۱- قرار بگیرند، این عدد در مورد ایران ۱۰۰+ و ۱۰۰- است. اینجا مردم خیلی مثل هم فکر می کنند. نظرها شبیه به همه. مقایسه می کنم با ایران که تو یه جمع سه نفره درباره احمدی نژاد ۵ تا نظر وجود داره! اینجا راجع به پدیده های مختلف اختلاف دیدگاه ها خیلی کمه. همه به یه چیزهایی علاقه دارند و همه از یه چیزهایی خوششون نمیاد. مثال غیر عددی: به قول یکی از بچه ها دانشجوهاشون عین روبات می مونن. کلاس که سر یه ساعتی تعطیل می شه، مثلا ۱۲، همه میرن ناهار. استثنا خیلی کمه. یهو می بینی سیل آدمه که از کلاس ها و ساختمون های آموزش دارن میرن سمت سلف ها. یه چیز تو مایه های ۲۲ بهمن ایرانه! یه ساعت بعد یعنی ساعت یک بری توی سلف مگس پر نمی زنه!

۵- نظم و کار گروهی اموری ست که در سیستم اینجا بهش اهمیت داده می شه. از اول دبستان سیستم مثل پادگان می مونه و خیلی دیسیپلین داره کار. از نشستن پشت میز بگیر تا اینکه برای سوال کردن باید چه جوری دست بلند کرد؟ نه تنها در مدرسه که در بقیه جاها هم همینه. بارها دیدم پیش خدمت های هتل یا مثلا کارمندهای یه شرکت دم درش جمع شدند به حالت خبردار و شعارهایی رو تکرار می کنند.نتیجه این قضیه می شه افتتاحیه المپیک که دوهزار نفر میان یه جوری برنامه اجرا می کنند که همه اولش فکر می کنند دیجیتالیه!

البته همه اینها به پیشینه کمونیستی نظام حاکم بر چین هم مربوطه. سه بند آخر که کاملا در این نظام ها مورد تایید ه و تقویت می شه. ادامه این بحث دیگه در مقال این پست نمی گنجه…