Wordpress Themes

به اطلاع دوستان می رسانم با توجه به شرایط روحی خودم و اوضاع آشفته حال حاضر ایران و با عنایت به اینکه بنده الان در ایرانم و دسترسی به اینترنت پرسرعت ندارم و اگر هم داشتم دل و دماغ نوشتن نداشتم، فعلا از آپدیت کردن صین تا اطلاع ثانوی معذورم. از همه دوستان و خوانندگانی که به امید پست جدید بارها به اینجا اومدند و دست خالی برگشتند معذرت می خوام.

راستی، تولدم مبارک!  الان که این رو می نویسم حدودا ۲۵ سال و دو سه ساعتمه. اگه ۵۰ رو بگیریم آخر خط، احساس می کنم وارد نیمه دوم زندگی م شدم. احساس خوبی نیست. گذر زمان یکی از بی رحم ترین جبرهاست که هیچ کاری ش هم نمی شه کرد. تنها کاری که ازت برمیاد اینه که بنشینی سر جوی و گذر عمر رو ببینی…

۹۸ - انتخابات

۱- در آستانه یک حادثه مهم سیاسی قرار داریم به اسم انتخابات ریاست جمهوری. شرایط و رویه تبلیغات این دوره اوضاعی رو به وجود آورده که بازار دروغ، تهمت، افترا، آمار غلط، تکذیب، طرح شکایت و … شدیدا داغه. حتی بنده هم که میانگین مطالعه اخبار و روزنامه و غیره م خیلی از میانگین بالاتره هم بعضا امر بهم مشتبه می شه و تو خیلی چیزا شک کردم! امیدوارم خداوند به همه توفیق و توان تصمیم گیری درست رو بده.

۲- اون موقع ها که خاتمی شعار توسعه سیاسی می داد، خیلی ها می گفتند جای این حرف های شکم سیری الان نیست، مردم دارند با فقر دست و پنجه نرم می کنند و اول باید اقتصاد رو درست کرد. با اوضاع الان با تمام وجودم درک کردم که چرا توسعه سیاسی بر بقیه موارد مقدمه. در یک کشوری که از لحاظ سیاسی توسه یافته است به کمک احزاب هر تفکری می تونه مطرح بشه و مورد نقد قرار بگیره، جریان آزاد اطلاعات توسط شبکه های تلویزیونی و روزنامه ها فضای سیاسی شفافی رو به وجود آورده اند و نمی شه دم انتخابات از آب گل آلود بی اطلاعی یا کم اطلاعی مردم ماهی گرفت.

۳- اصلا نمی تونم حدس بزنم در انتخابات چه اتفاقی خواهد افتاد. مقادیر متنابهی نظرسنجی خوندم و دیدم، اما هیچ کدوم قابل اتکا نیستند. در ایران هیچ موسسه ای نیست که کار نظرسنجی کاملا بی طرف و علمی رو انجام بده. اگر چنین موسسه ای بود در سال ۷۶ همه با رییس جمهور شدن سید محمد خاتمی غافلگیر نمی شدند. در سال ۸۴ هم احدی پیش بینی نمی کرد احمدی نژاد بین ۹ نفر دور اول رییس جمهور بشه. علاوه بر اینها رفتار سیاسی مردم ایران فوق العاده پیچیده ست، من می گم موسسه گالوپ امریکا که ید طولایی در نظرسنجی و افکار سنجی و پیش بینی های این چنینی داره هم اگه بیاد نمی تونه کاری از پیش ببره. خیلی از مردم تصمیم شون رو نمی گن و خیلی ها تا لحظه آخر تصمیم نگرفته اند. اینه که خودم رو برای همه چیز آماده کردم از جمله رای آوردن محسن رضایی در دور اول!

۴- من این دوره به میرحسین موسوی رای می دم، دلایلش فکر نمی کنم تو این فضای سیاست زده الان خیلی خواندنی باشه. اما حدسم اینه که محمود احمدی نژاد همچنان رییس جمهور باقی خواهد ماند. این رو نوشتم اینجا تا بعد از انتخابات ببینیم چه شود…

۹۷ - Hot Pot

در این گیر و دار انتخابات ریاست جمهوری، من می خوام یه غذای چینی رو بهتون معرفی کنم. یه ذره هوا بگیریم از این فضای سیاسی حاکم بر وب فارسی بد نیست.

در مورد غذاهای چینی متاسفانه یه باور غلط وجود داره که ناشی از اخبار و روزنامه ها و کلا رسانه ست، اون هم اینکه چینی ها ( به یه معنای عام کل کسانی که چشمهاشون اینجوریه - - ) همه چیز خور هستند و آت آشغال زیاد می خورن. این تعریف شامل یک اقلیت خیلی محدودی می شه. مثلا سگ و گربه اینجا تو بعضی از رستوران ها در جنوب چین سرو می شه، یا گوشت مار و حشرات و بقیه جک و جونورها، اما به صورت خیلی محدود. عده بسیار زیادی از چینی ها تا حالا اصلا هیچ کدوم از این غذاها رو امتحان نکردند و امتحان هم نخواهند کرد. فقط یه عده خاصی طرفدار این چیزها هستند اون هم به خاطر عجیب غریب بودنش. نا گفته نماند که این محدود به چینی ها و شرقی ها هم نمی شه، خودم با این چشمام دیدم که تو یکی از گرون ترین رستوران های نیویورک یه شب همین غذاهای عجیب و غریب سرو می شد و مایه دارهای شهر کلی تو صف بودند واسه خوردن عنکبوت سیخی و سوسک تفت داده شده! اتفاقا به نظر من در مجموع عادات غذایی شرقی ها خیلی بهتر از بقیه مردم جهانه و یکی از دلایل اینکه میانگین عمر بیشتره و کلا در سنین بالا خیلی نسبت به ایرانی های همسن شون سرحال تر هستند همینه.

نکته بعدی قابل ذکر اینه که اینجا رستوران های خیلی جدی ای وجود داره در کلاس های مختلف. علت ش هم اینه که کثیری از مردم بیرون غذا می خورن. تو خونه چینی ها آشپزخونه خیلی کوچیکه و خیلی اوقات غذا پختنی به اون شکل وجود نداره. هیچ چینی ای دیگری رو واسه صرف غذا به خونه ش دعوت نمی کنه، بلکه با هم میرن بیرون غذا می خورن. کلا یکی از گزینه های آخر هفته رستوران رفتنه، به خاطر همین اینجا کار و بار رستوران ها سکه ست. به محیط و محل غذا خوردن خیلی اهمیت داده می شه. بعضا چند صد هزار دلار خرج دکوراسیون داخلی می شه تا مثلا محیط رستوران رو به شکل عربی یا ترکی یا کره ای و ژاپنی در بیاره. خیلی از قراردادها و جلسات مهم کاری هم تو رستوران ها برگزار می شه. درکل همه در این جهت تلاش می کنند که برای جذب مشتری در این رقابت از مولفه هایی مثل زیبایی و آرامش و نوستالژیک کردن محیط استفاده کنند. یه فرق شگرف دیگه در اینجا و ایران اینه که گارسون ها بسیار با علاقه و آرامش کارشون رو انجام میدن. نهایت دقت و سعی شون در اینه که هر چی مشتری می خواد در اسرع وقت انجام بشه. این موضوع کلا به مرام چینی ها برمی گرده که مثل ما غرور ندارند و اونی که گارسونه می دونه وظیفه ش اینه که باید به دستور مشتری رستوران عمل کنه.

اما برسیم به غذایی که قرار بود معرفی کنم. اسم این غذا به چینی 火锅 با تلفظ huo guo هست. اسم انگلیسی ش هم Hot Pot.  اول سر میز یه ظرف های فلزی میارن. مثلا برای ۴ نفر یه ظرف بزرگ آب مثل تشت مسی میارن وسط میز میذارن و زیرش گاز روشن می کنند. البته انواع مختلفی داره، مثلا بعضی  ظرف ها مثل سماور ذغالی های خودمون وسطش یه محفظه ای داره که زغال توشه، اما اکثرش  این جوریه که ظرف رو روی گاز قرار میدن. یعنی در واقع عوض اینکه سر میز بشینید، سر گاز می شینید! بعضا به صورت انفرادی هم می شه، یعنی قابلمه های کوچیکی میارن و زیرش چراغ هایی شبیه چراغ الکلی خودمون روشن می کنند تا آب جوش بیاد اما جمعی ش بیشتر حال میده! بعد گوشت خام گاو یا گوسفند رو به صورت اسلایسی (ورقه های خیلی نازک) میارن سر میز، و البته سبزی جات، سیر و پیاز خرد شده، بعضا رشته و یه سری چیزهای دیگه که اسمی تو فارسی نداریم براش! کاری که شما می کنید اینه که نوع و میزان این گوشت و سبزیجات و بقیه مخلفات رو سفارش بدید.

0.jpg

یعنی به محض نشستن ظرف آب و آتیش توسط یه گارسون برقرار می شه، اون یکی هم سفارش می گیره و میره. معمولا سریع چیزهایی که سفارش دادید آماده می شه چون همه ش خامه. بعد با استفاده از دو چوب یا همون chopstick گوشت های اسلایسی خام، سبزیجات و بقیه مخلفات رو خودتون وارد آب جوش می کنید. چون همه ش نازکه و آب هم جوشه سه سوته می پزه و  بعد با چوب اونا رو از آب در میارید، داخل سس مخصوص می زنید، اگر خواستید یه جور ماده تند هم هست، اون رو هم اضافه می کنید و بعد می بلعید!

116.jpg

کلا پروسه جالبیه خصوصا اینکه همه چیز خامه و پختن ش جلوی چشم آدم انجام می شه. از همه میزها بخار ظرف ها بلند می شه. معمولا گارسونه هر از چندی با یه کتری تو ظرفه آب می ریزه و شعله رو هم تنظیم می کنه. اگر با چوب بلد نباشید غذا بخورید کلاهتون پس معرکه ست، خصوصا اگر ظرفه ۴ نفره یا بیشتر باشه، در حالی که همه در حال خوردن هستند شما مشغول کلنجار رفتن با چوب اید! میزان کل گوشتی که خورده می شه خیلی کمه، مثلا شاید ۲۰۰ گرم گوشت رو به صورت ورقه های خیلی نازکی که نور رو نصفه نیمه عبور می ده در بیارن و تو یه سینی بچینند. اما چون تعدادش زیاده و مدت خوردنش طول می کشه، بعیده کسی گرسنه بمونه آخر کار! در کل یکی از بهترین و جالب ترین تجربه های رستورانی من بود تو اینجا خصوصا تو زمستون شدیدا حال میده.

27.jpg

کل مطلب این بود، ضمن اینکه من خیلی به جزییاتش وارد نیستم، هر منطقه و شهری هم hot pot مخصوص به خودش رو داره که در واقع همون نوع گوشت و سبزیجات و مخلفات هست، دریایی ش رو هم شنیدم اما نخوردم. امیدوارم خوب تونسته باشم توصیف کرده باشم.