۱۰۰- چون که صد آمد …
چون که صد آمد نود هم پیش ماست!
دیدید این مایه دارهایی که بعد از انقلاب فرار کردند امریکا بعد از ده سال برگشتند ایران رفتن به باغچه خونه هزار متری شون تو الهیه سر بزنند، یهو می بینن همه درختا بلند شده، یه سری ش خشک شده، چند تا خانوار موش و گربه و قمری تو خونه شون لونه کردند و …
من الان حس همون یارو رو دارم!
بیش از یک ساله که لب به وبلاگ نزدم، به خدا راست میگم سرکار جون، از بچه محلها بپرسید.
نه تنها ننوشتم، بلکه خودم دو ماه یه بار نتونستم حتی ویزیت کنم سایتم رو به خاطر مشکلی که هاست داره و همچنان باقی ست. در اینجا فرصت رو غنیمت می شمارم و سه مشکل کلاسیک کشور رو مطرح می کنم:
۱- مشکل بلندگو و سیستم صوتی، این مشکل از زمان ورود امام خمینی به تهران آغاز شد، یعنی آخر سخنرانی ۱۲ بهمن در بهشت زهرا بلندگوها قطع شد. متاسفانه مردم ایران علیرغم پیشرفت های تکنولوژیکی و فرهنگی کشور، هم چنان در تمامی هیات ها، مراسم ها، سخنرانی ها، سمینارها و کنسرت ها با این مشکل در حال دست و پنجه نرم کردن هستند.
۲- مشکل تاکسی متر: از زمان اختراع درشکه های درون شهری در زمان رضا شاه تا همین امروز، مسوولان کشوری و لشکری به دنبال به کارگیری سیستمی بودند که کرایه مسیر رو بر اساس زمان، طول مسیر و ساعت شبانه روز حساب کنه. بیش از ۵۰۰ نوع مختلف تاکسی متر خریداری و نصب شد. در هر تاکسی یه دونه از این چیزهایی که شبیه رادیو هست قابل مشاهده ست، اما اگر کسی دید که یه نفر از راننده ها به عمرش از این دستگاه استفاده کرده اطلاع بده و خانواده ای رو از نگرانی نجات بده.
۳- مشکل هاست سایت صین: فیلترینگ اینترنت در صین یه چیزی تو مایه های ایرانه. تمام سایت های سیاسی، یوتیوب، فیس بوک، بلاگ اسپات و … در چین غیر قابل دسترسی هستند. یه فرق بنیادی چین با ایران در موضوع فیلترینگ اینه که چینی ها وقتی یه سایتی رو می بندند، یه چیزی مشابه همون رو راه اندازی می کنند که نیاز کاربران رو برطرف کنه، اما محتواش تحت کنترل خودشونه.
مثال: سایت یوتیوب به خاطر قرار دادن چند تا فیلم از کتک خوردن شورشیان تبتی از پلیس چین، بسته شد. به خاطر این فیلم ها چین سایت یوتیوب رو از دسترس خارج کرد. از اونجا که جمعیت ۱.۳ میلیارد نفری چین با یه چیزی حدود ۵۰۰ میلیون کاربر اینترنت رقم خیلی خفنی هست و مثلا بستن یوتیوب در چین حدود ۱۵ درصد از بازدیدهای این سایت رو کم کرد، بروبچ یوتیوب کلی رایزنی کردند که این سایت دوباره باز شه. چینی ها گفتند باید این ویدیوها رو بردارید. اونها هم گفتند به خاطر تیریپ آزادی بیان و حقوق بشر بر نمی داریم. چینی ها هم گفتند ما هم یوتیوب رو باز نمی کنیم! اونها هم گفتند به درک و بعد جلسه رو ترک کردند.
مشابه همین اتفاق با فیس بوک و گوگل هم افتاد با داستانهایی تا حدی مشابه و البته در بین بزرگان اینترنت، صین هم دچار همین مشکل شد. آقا سایت ما در داخل چین باز نمی شه! به همین راحتی. واسه همین نه من و نه هیچ کس دیگه به صورت عادی به این سایت دسترسی نداره. من الان با وی پی ان رایگان وصل هستم که هر لحظه ممکنه قطع شه. به خاطر این ۲۰۰۰ تا کامنت اسپمی که پای هر پست هست، مغذرت می خوام و به خاطر کامنت هایی که دوستان در این مدت نوشتند و من ندیدم. این مشکل فیلترینگ سایت من هم یکی از مشکلات کلاسیک کشور هست که راه حل زیاد داره اما همچنان به قوت خودش باقی ست!
بعد از بستن یوتیوب و البته قبل از اون هم اینها یه سایتی داشتند به این آدرس www.youku.com که نه تنها چیزی کم از یوتیوب نداره، بلکه کلی فیلم و سریال چینی و خارجی رو هم می شه آنلاین توش دید که تو یوتیوب گیر نمیاد. در خیلی از مغازه ها و کافی نت هایی که تلویزیون نیست، به لطف اینترنت پرسرعت و این سایت می شه از کامپیوتر استفاده ای مشابه تلویزیون کرد.
در مورد بستن گوگل چینی، سایت www.baidu.com یه موتور جستجوی چینیه که تا اونجا که یادمه جزو پر بیننده ترین وب سایت های فضای مجازی و جز پر کلیک ترین موتورهای جستجوی دنیا هست.
جایگزین چینی فیس بوک هم، سایت www.renren.com هست با تعداد متنابهی چینی در داخلش که همون کارهای فیس بوک رو هم انجام میده با این فرق که چینی های داخل به چینی های خارج به صورت کنترل شده وصل هستند و البته مانیتورینگ اینها هم که سرجاشه.
خیلی از چینی ها اصلا نمی دونند که کلی از سایت ها تو کشورشون فیلتر هست، خیلی هاشون از فیلترینگ خبر دارند و اصلا از این موضوع ناراحت نیستند. یه عده خیلی کمی هم هستند که هم خبر دارند و هم ناراحتند، اما باز و بسته بودن این سایت ها تفاوتی به حالشون نداره. تا وقتی گزینه های مشابه چینی با ساپورت کامل زبان چینی هست، چرا یکی باید مثلا گوگل رو به بایدو ترجیح بده؟
بگذریم،
هدف از این همه داستان این بود که سایت صین در چین قابل دسترسی نیست و من هم الان با مکافات دارم آپدیت می کنم. هر لحظه ممکنه برم واسه یه سال دیگه! مرتب نمی نویسم چون مثه سابق سرخلوت نیستم. یه کمی هم می خوام بازتر بنویسم. چاردیواری اختیاریه. خیلی چیزا رو ممکنه خوانندگان عادی نگیرند اما آدم هایی که با هم تو یه آسایشگاه بستری بودیم متوجه شن!
فعلا خداحافظ

