فارغ از مسابقه و مدال و پرچم و سرود، و به دور از اشک ها و لبخندها و ناامیدی ها و … که حقیقتا صحنه های زیبایی رو رقم می زنه، می خوام توجه شما رو به یه نکته جلب کنم. المپیک بزرگ ترین رویداد ورزشی جهانه، هیچ اتفاق دیگری نیست که تا این حد همه مردم جهان از ۲۰۴ ملیت درگیرش باشند و اخبار اون رو پیگیری کنند. شاهد این مدعا رکوردهایی است که امسال در مورد بیننده های المپیک ۲۰۰۸ به ثبت رسید. به این قطعات چسبانده شده توجه کنید:
” به نقل از آسوشیتدپرس، مراسم افتتاحیه المپیک که از شبکه NBC پخش شد، بیش از ۳۴ میلیون بیننده در کشور آمریکا را پای تلویزیونها نشاند و این میزان مخاطب بیش از تعداد بینندهای بود که به تماشای مراسم اسکار امسال نشسته بودند. موسسه تحقیقاتی نیلسون پس از اعلام تعداد بیننده مراسم آغازین مسابقات المپیک، همچنین به این نکته پرداخته است که این رقم درحالی در آمریکا به ثبت رسید که مراسم افتتاحیه شب جمعه برگزار شد و در شرایطی که این روز در آستانهی تعطیلات آخر هفته قرار دارد، مردم کارهای بسیاری غیر از تماشای تلویزیون میتوانستند انجام دهند. موسسه نیلسون اعلام کرده است تعداد بینندگان مراسم افتتاحیه المپیک پکن ۳۵ درصد نسبت به چهارسال قبل که المپیک در آتن برگزار شد، افزایش داشته است. براین اساس تعداد بینندگان آیین آغازین المپیک در سال ۲۰۰۴، پیش از ۲۵ میلیون تن و در سال ۲۰۰۰ که در سیدنی برگزار شد، بیش از ۲۷ میلیون تن بوده است. این شبکه بیش از یک میلیارد دلار بابت پخش آگهیهای بازرگانی در میان مسابقات المپیک درآمد کسب کرده که بخشی از این تبلیغات توسط نامزدهای ریاستجمهوری خریداری شده است.”
این در مورد امریکا، اما خود چین امسال میزبان بود و جمعیت ۱.۳ میلیارد نفری این کشور، رکوردهای جدیدی رو در زمینه تعداد بیننده یک برنامه تلویزیونی به ثبت رسوند.
” هنگامی که مراسم افتتاحیه المپیک در مدت زمان چهارساعت به روی آنتن رفت، بیش از ۸۴۰ میلیون بیننده در چین به تماشای این مراسم نشسته و این رقم شاید رکود پربینندهترین پوشش تلویزیونی از یک مراسم را به ثبت رساند. طبق تحقیقات موسسه ام. شبکه CCTV بابت خرید حق پخش مسابقات المپیک تنها ۱۷ میلیون دلار پرداخت اما همین شبکه بابت پخش تبلیغات تلویزیونی در خلال مسابقات المپیک ۳۹۴ میلیون دلار به دست آورد. این درحالی است که شبکه NBC ۸۴۹ میلیون دلار برای خرید حق پخش مسابقات المپیک پرداخت کرد و یک میلیارد دلار بابت پخش تبلیغات تلویزیونی به دست آورد.”
فکر می کنم تا حدودی متوجه شدید که این رخداد نادر تا چه حد توجه مردم جهان رو به خودش جلب می کنه. و این توجه پتانسیل فوق العاده زیادی رو ایجاد می کنه برای تبلیغات. اصولا بحث پشتیبانی مالی یا sponsoring در المپیک بسیار پیچیده و خفن تر از اون چیزیه که من بتونم الان اینجا شرحش بدم. ضمن اینکه خیلی از مسائلش هم اصلا پشت پرده است و کار امثال بنده نیست. شما فکر کنید یه آدم عادی که از نزدیک شاهد یک المپیک بوده داره دیده ها و شنیده های خودش رو به صورت درهم میگه.
بد نیست بدونید چین برای برگزاری این المپیک ۴۸ میلیارد دلار هزینه کرده. این المپیک پرخرج ترین المپیک تا الان بوده. اما سوال اینه که این چینی هایی که از یک یوان هم به این راحتی نمی گذرند، چی شد که این رقم نجومی رو خرج کردند؟
صفرم. از همه مهم تر اینکه با این پول کلی واسه چین آبرو خریداری شد. اسم پکن میزبان در تمامی شبکه ها و به همه زبان ها میلیون ها بار برده شد. برای همین بود که ۱۱۰۰۰ ورزشکار شرکت کننده داشتیم، ۱۳۰۰۰ خبرنگار. بعد از این، موقع خرید کالای چینی به اندازه سابق سرافکنده نیستید، بلکه احساس بهجت قلب و غرور خواهید کرد.
اول. قسمت اعظم این هزینه صرف ساخت ورزشگاه ها، هتل ها و زیرساخت های لازم برای برگزاری المپیک شده که تا ۴۰ سال دیگه ازش استفاده می شه. من نمی دونم این رقم دربرگیرنده چه مواردیه، اما چینی ها المپیک رو تبدیل کردند به یک موتور محرک و یک انگیزه قوی، و به این بهانه در پکن بزرگ ترین فرودگاه جهان رو ساختند، خطوط مترو رو به طرز برق آسایی گسترش دادند، ناوگان اتوبوس رانی رو نوسازی و تقویت کردند، مقادیر متنابهی پل و اتوبان و … احداث کردند، آسفالت ها رو عوض کردند، جدول کاری ها رو مرتب کردند و … تا اینکه تو خیابون دانشگاه ما هر ۲۰ متر گلدون های تزیینی به چه بزرگی و قشنگی گذاشنتد! بعدا فهمیدم این استراتژی در شهرهای دیگه هم هست. مثلا سال ۲۰۱۰ قراره در شهر شانگهای یه نمایشگاه خیلی جدی و در حد تیم ملی برگزار بشه ( عنوانش رو یادم نیست ) که این شده ضرب الاجل واسه سرعت بخشیدن و تموم کردن کارها.
دوم. هزینه المپیک بعدی در لندن به مراتب از این رقم بیشتر خواهد بود. چون یه بخش مهمی از نیروی انسانی برگزار کننده المپیک پکن داوطلب بودند. جایی شنیدم یک میلیون نفر، حساب کنید از زمین شور و جارو کش تا بلیط پاره کن و دم در گرد(۱) و انتظامات و نیروهای امنیتی و… تا این نسوان زیبارویی که مدالها رو تو سینی می آوردند تا تقدیم ورزشکارا بشه، همه داوطلب بودند. حتی تو ایستگاه اتوبوس های ۱۰۰ کیلومتر اون ور تر از دهکده یه سری آدم رو میخ کرده بودند که تا بهشون نگاه می کردی می گفتند Can I help you sir؟!
یه رویداد اسمی مثل المپیک داره برگزار می شه، اونی که داره برگزار می کنه کلی آدم لازم داره. از یه طرف هم این ور قضیه ملت ( اعم از چینی و خارجی ) دارند کلی حرص می زنند که یه جوری بازی شون بدن. در نتیجه اون بابای برگزار کننده ملت رو از یه سال قبل به خط می کنه و داوطلب ثبت نام می کنه، اون داوطلبه هم کلی ذوق می کنه که در این اتفاق یه نقشی به عهده اش هست. حالا از اونایی که تو ایستگاه میخ شون می کنند بگذریم، اما یکی از دوستان خوب من در اینجا مترجم داوطلب بود که تا عمق دهکده المپیک و حتی تا رختکنی که هادی ساعی بین دو تا تایم اومد نشست توش نفوذ کرد، و اونجایی که ساعی ۴-۱ عقب بود و اومد بیرون و گفت : ” من رو زده می زنمش!!!” و رفت و با ۶-۴ بازی رو برد، یکی از سه شاهد ماجرا بود، بعد هم تو اختتامیه که دیوید بکهام توپ رو شوت کرد، داشت می خورد تو سر این رفیق ما، چون اون وسط بود، شما بودید نمی رفتید؟! یا می گفتید چون پول نمی دن من مفتی واسه کسی کار نمی کنم؟! بنده به شخصه می رفتم و معتقدم خاطره ای بسیار نادر در زندگی آدم شکل می گیره. بگذریم. اما مطمئن نیستم تو لندن هم مثل چین این همه آدم دنبال خاطره باشند! اونها دنبال پوند هستند.علاوه بر اینها مدیریت نیروی انسانی در چین آن چنان منحصر به فرده که CNN توی گزارشی که از ساخت ورزشگاه های لندن برای المپیک ۲۰۱۲ پخش کرد، گفت انگلیسی ها باید سازمان دهی و مدیریت نیروها رو از چین یاد بگیرند.
ادامه دارد …
(۱) دم در گرد: انسانی که با نیت حفظ امنیت، دم درب بقیه انسانها را می گردد تا اشیای خطرناک به همراه نداشته باشند.